|
جوابيه هاي من به برخي مقالات ، سخنراني ها و هر چه که قابل جواب باشد.
|
اصول فقه و صلاحیت های شورای نگهبان
اعضای شش نفره فقیه شورای نگهبان ، همگی دانش اصول فقه را به گونه ای استادانه در چنته دارند تا
نسبت به بررسی نظرها و آدم ها به صورت دقیقی آن را اعمال کنند.
صلاحیت های حضرات گرام در مورد مجلس هفتم و انتخابات نهم نسبت به داوطلبین ، شور و غوغایی در
فضای سیاسی کشور پدید آورد و تا آنجا پیش رفت که آیت الله خامنه ای آنان را امر فرمود تا در نظرگاه های
خود تجدید نظر کنند.
که البته افاقه ای نکرد و این فقیهان اصول دیده این امر را ارشادی گرفته و به حکم عقل خود رجوع کردند
که ولی فقیه به مجتهدان امری مولوی ننموده تا آنها تعبدا امتثال کنند.
دید گاه فقهای اصولی ( به ویژه آنکه در برخی وصف اصولی پررنگ تر است مانند شیخ صادق
لاریجانی ) در صلاحیت ها بر این مدار است که بایستی صلاحیت احراز شود و اگر چنین احرازی رخ نداد
داوطلب محترم رد صلاحیت می شود.
تا بدین جا مطلب بیشتر رنگ ژورنالیستی بخود گرفته است. اکنون کمی مایه اصولی آنر می افزاییم. ( با
پوزش از کسانی که احیانا اصول فقه نخوانده اند ! )
اگر احراز صلاحیت ، ملاک حکم ورود در عرصه انتخابات است ، با شک در صلاحیت شخص ، اصل
عدم صلاحیت جاری می شود. که بر اساس آن شخص رد صلاحیت می گردد. ( این را بدانیم که
اصولیان با دقت بیشتری نسبت به احراز عناوین برخورد می کنند و شک و اصول جاری بر آن ، همواره در
علم اصول مطرح است و بخش عظیمی از اصول بدان اختصاص دارد. )
البته این اصل عدم ، می تواند نسبت به مواردی خاص تعارض کند . آنجا که شخصی در دوره های پیشین
رای به صلاحیت وی داده شده است ، که با شک در صلاحیت وی در زمان کنونی ، صلاحیت استصحاب
می شود. ( اما این استصحاب ممکن است اصل مثبت باشد. چرا که لازمه آن چنین است که این فرد با
صلاحیت است. استصحاب ، لوازم غیر شرعی خود را ثابت نمی کند . )
اما اگر ملاک در صلاحیت ها ی فقهای اصولی ، نبود مانع در صلاحیت فرد باشد ، با شک در صلاحیت ،
استصحاب عدم مانع جاری می شود و فرد دارای صلاحیت می شود .
به نظر می رسد این نظر همان امر آیت الله خامنه ای به در پیش گرفتن احراز عرفی است.
حالا ما هستیم و انتخابات خبرگان که این چیره دستان در علم اصول ، با کسانی که خود را مجتهد می دانند
چگونه برخورد می کنند و کدام مبنای اصولی را اساس صلاحیت های خود قرار می دهند.
به نظر می رسد مجتهد در مقابل مجتهدی دیگر ، مبنایی را اتخاذ کند که به عدم صلاحیت نزدیک تر باشد !
الله اعلم !
( اصول خوانده های محترم نظرات اصولی خود را از ما دريغ نکنند! )