|
جوابيه هاي من به برخي مقالات ، سخنراني ها و هر چه که قابل جواب باشد.
|
كاري كه هلالي كرد !

حدود یک ماه است که خبر فیلم هلالی با یکی از مخدرات هنگام كشيدن ترياك يا قليان پخش شده است .
بیان چند نکته خالی از لطف نیست :
۱. حاج عبدالرضا هلالی مداح معروفی است که بسیار علاقه دارد با لحن موسیقیهای لس آنجلسی مداحی
کند . او که از شاگردان حاج منصور به شمار مي آيد ، امروز كاملا مبغوض استاد قرار گرفته است به
طوري كه حاج منصور ، خواستار قطع ارتباط مداحان با هلالي شده است .
۲. سايت هاي ضد انقلاب بر اين فيلم مانور دادند كه به به ! حزب اللاهي ها هم آره ! و گفته اند كه
مداح استشهادي چه كارهاي با حالي مي كند . اما از همه بيشتر فرشاد ابراهيمي سخن پرانده كه مداح
بيت رهبري چنين است و چنان و كلي غرض ورزي هاي ديگر و به قول خودش افشاگري . به هر حال
اين جريان ها حسابي ازين فيلم سوء استفاده كردند.
۳. در نظر هلالي اين زن صيغه و يا زن دوم است . اما چه كسي چنين فيلمي را پخش كرده است :
الف. طرفداران الله كرم ، كه بسيار دشمني با هلالي دارند و پس از پخش اين فيلم حسابي در ميدان ولي
عصر ، هلالي را كتك زدند .
ب. زن اول هلالي كه خواسته يك انتقام جدي از شوهرش بگيرد و كاملا او را بي آبرو كند .
ج. معاندين نظام كه مي خواهند يك مداح انصار حزب الله را بدنام كنند !
د. چند تا تخس و بي كار كه حال كرده اند يك حالي از هلالي بگيرند !
۴. هلالي اين قطعه فيلم چند ثانيه اي را تكذيب نكرده و با صحه گذاشتن بر اين تصاوير ، خود را به لجن
بي آبرويي انداخت . و دل خيلي ها را شاد كرد و خيلي هاي ديگر را عصباني و يا حتي ناراحت .
۵ . هلالي يك مسلمان است و حفظ آبروي او واجب . بنا بر اين من نه عكس هلالي با ليدا خانم در
فيلم را گذاشتم ، نه لينك به فيلم ۸ ثانيه اي . خودتان زحمت بكشيد و فيلم را پيدا كنيد و ببينيد .
۶ . ( يك نكته امنيتي : ) اگر مي خواهيد با يك خانم به طور آزاد و راحت قليان يا ترياك بكشيد ، مواظب
فيلم برداشتن با موبايل باشيد تا روزي پخش نشود !
۷ . خدا همه ما را از همه وسوسه ها حفظ كند .
علمای مشهد و جنگ لبنان

نزدیک یک ماه از جنگ لبنان و نیروهای اسرائیلی می گذرد . شیعیان جنوب ، هر روز به خاک و خون
کشیده می شوند . شیعیانی که می توان گفت بهترین شیعیان جهان هستند .
یکی از دلخراش ترین صحنه های جنگ ، کشتار قانا بود که سفاکی رژیم صهیونیستی را به روشنی
نشان داد . ...
اما همه اینها و کشتار شیعیان مظلوم لبنان ، باعث نشد که علمای مشهد بیانیه بدهند !
منظور من از علما ، مدرسین خارج هستند که غالبا آنان را مجتهدین تشکیل می دهند . تنها از میان علما
آیت الله سید عز الدین زنجانی بیانیه دادند . ( که تاثیری در سطح شهر و حوزویان نداشت .)
بیانیه ندادن در مورد کشتار در فلسطین یک توجیه دارد . آنهم سنی بودن آنهاست . و علمای مشهد با
قضیه وحدت اسلامی ، میانه خوشی ندارند .
اما نسبت به لبنان ، فرمانده جنگ ، فرزند حضرت زهرا (س) و شیعه خالص است ، نه یک سنی ناصبی !
می توان دلیل اقدام نکردن علمای مشهد را دراین موارد جستجو نمود :
۱. پس از فوت آیت الله فلسفی ، پایگاه علما در مشهد تضعیف شده است و محوریت یک شخص در علما
از بین رفته است . بنا بر این ، علما تاثیری برای بیانیه دادن نمی بینند .
۲ . برخی قائلند که در مشهد علمایی وجود ندارد ! این اشخاص تنها "مدرسین " خارج هستند . برای
اینگونه قضایا در جهان اسلام و تشیع ، بیانیه دادن ریاست عالی حوزه علمیه مشهد و شورای محترم
برنامه ریزی ، کافی است .
۳ . قبل از انقلاب ، اشخاصی مانند آیت الله خامنه ای و آیت الله طبسی و شهید هاشمی نژاد ـ که از
مدرسین جوان و به نام حوزه بودند ـ فعالانه می کوشیدند که در مواقع حساس ، به پیش علما رفته و
با ایجاد هماهنگی ، باعث شوند که آنان بیانیه ای موثر صادر کنند .
نبود چنین واسطه های موجهی میان علما ، امروز بسیار محسوس است . انتظار می رفت که امام جمعه
مشهد با تواضع ، زمینه را میان علما برای بیانیه دادن ایجاد می کرد .
۴ . با اطلاعیه های مراجع مختلف در مورد لبنان ، چنین احساسی در علما به وجود آمده که دیگر
تکلیفی متوجه آنان نیست . از طرف مرجعیت و حوزه اقدام شده است و اگر تاثیری هم باشد از جانب
آنهاست .
بیانیه دادن اگر هم واجب باشد ، واجب کفایی است و من به الکفایه الحمد لله موجود است !
سخن آخر اینکه علمای مشهد الگوی جامعه متدینین شهر به حساب می آیند و ای کاش آنان بیانیه
می دادند و اعلام می کردند که مشهدی ها اگر بی بخار هستند این انگ مشهور بر متدینین شهر همیشه
صادق نیست !
روشنفكران ، سران عرب و جنگ لبنان

۱- به نظر مي رسد تعريف دقيقي از روشنفكري وجود ندارد .
خصوصا روشنفكري در ايران . اما مي توان گفت روشنفكري دو
خصوصيت كلي دارد : نو انديشي و حركت نكردن در فضاي حاكم بر
جامعه و ديگر ساكت ننشستن و جرا ت در بيان نظرات .
۲- بيشتر از ده روز است كه شاهد جنگي نا برابر در لبنان هستيم .
حزب الله ، نه توپخانه دارد ، نه جنگنده اف ۱۶ ، نه تانك و نه بالگرد
و ناوچه . اما ارتش اسرائيل با تمام تجهيزات مدرن خود به جنگ
برخاسته است .
۳- در جنگ شش روزه اعراب با اسرائيل ، با وجود آنكه قدرت نظامي
اعراب بيشتر بود ، با ذلت تمام ، اعراب به شكست اعتراف نمودند و
صحراي سينا به آساني به اشغال نيروهاي اسرائيلي در آمد .
۴- انسان هاي آزاديخواه در كشورهاي مختلف بدون توجه به
دولتمردان ، به كشتار بي رحمانه اسرائيل اعتراض كردند . حتي
فيلم سازان بيانيه صادر نمودند .
۵- سران عرب ، عافيت طلب ترين انسان هاي روي زمين هستند .
آنان از اينكه رهبري جريان بيداري عرب ها را ، يك روحاني شيعي
به دست گيرد ، كه روابطش نيز با ايران بسيار خوب است ، هراس
زيادي دارند . آنان تصميم گرفته اند به شدت از اين روند جلوگيري كنند
، حتي اگر سوخت جنگنده هاي اسرائيل را تاًمين نمايند !
اما مي رود كه سيد حسن نصر الله با قدرت و مديريت ، رهبر بلا منازع
جامعه عربي گردد .
۶- كشته شدن زنان و كودكان بي دفاع در لبنان ، دل هر انساني را
مي آزارد . اما چرا روشنفكران ايراني ـ اين ، نو انديشان پر جرات ـ
چنين سكوت اختيار كرده اند ؟!
به نظر مي رسد دو عامل وجود دارد :
اول آنكه روشنفكران پس از انقلاب ، در نقد حكومت و مباني فكري آن
بسيار كوشيده اند و هر چه را كه حكومت بپسندد ، سخت نا پسند
مي پندارند . مسئله فلسطين و لبنان چون به نظر آنان حكومتي شده
است ، پس دفاع از مظلومان لبنان ، دفاع از حكومت قلمداد مي شود !
ديگر آنكه روشنفكران اساًساً خشونت را امر زشتي مي دانند و
خواهان صلح و صفا در كل جهان هستند . جنگ لبنان نيز مصداقي
از خشونت است و روشنفكران را با خشونت چه كار ؟! آنهم خشونتي
كه با ايدئولوژي آميخته باشد !
( نمي دانم اگر فرزند روشنفكري را جلوي چشمانش ، سر ببرند آيا
روشنفكر ما تنها نظاره مي كند ؟ شايد هم رويش را بگرداند ! چون
روح لطيفي دارد ! )
۷- نتيجه : مردم تركيه و آرژرانتين و ديگر كشورها حتماً وابسته به
حكومت ايران هستند كه از حزب الله حمايت مي كنند !
و آيت الله سيستاني كه در حمايت از مردم مظلوم لبنان بيانيه صادر
مي كنند ، از ايران خط مي گيرند !!
و روشنفكران ايراني براي آنكه تهمت حكومتي بودن بر آنان زده نشود
تنها آمار كشته شد گان مردم لبنان را پي مي گيرند و شايد هم از از اين
همه كشتار خسته شدند و به خواب ناز فرو رفته اند !!
شركت در نظرسنجي CNN عليه اسرائيل
ترجمه تقريبي سوال : آيا جنگ اسرائيل عليه لبنان توجيه دارد ؟
NO
از سید جواد ذاکر تا آیت الله سیدان

۱. سید جواد ذاکر ، مداح محبوب و مبغوض پس از ۴۰ روز مرگ مغزی دار فانی را وداع گفت. مداحی که
دشمنی او با حاج منصور ارضی تا آنجا پیش رفت که این دو در صحن گوهرشاد با هم دعوای مفصلی
کردند.
مداحی که آیت الله مکارم شیرازی تکفیر مشروط او را حکم داد.
جوانانی که می خواستند انرژی خودرا در غیر از پارتی صرف کنند چون سخت به دین علاقه زیادی نشان
می دادند ( سختی آن از نوع غلو به ائمه ! ) به مداح مرحوم علاقه وافری داشتند. کسانی که خود را
دیوانه می پنداشتند و از دیوانه بودن خود لذت عجیبی می بردند !
به هر حال خدایش رحمتش کناد. سید ذاکر می رود تا خود از زبان حضرت زهرا ( س ) بشنود که گفتن
لا اله الا زهرا حکمش چیست ؟! رفتن به بهشت یا جهنم ؟!
.............................................................................................................

۲. با خبر شدیم که آیت الله سیدان طی یک دیدار خصوصی به صورت صرف ناهار در خدمت
آیت الله خامنه ای بوده اند. جلسه بسیار صمیمانه گزارش شده است و هر دو بزرگوار خشنود و راضی
از این جلسه.
شنیده شده است که آیت الله سیدان به رهبری گفته اند : من برای هر نوع خدمتی آماده ام .( نقل به
مضمون )
به نظر می رسد فوت آیت الله فلسفی و روی کارآمدن احمدی نژاد مکتبی ، سبب گردیده تا
آیت الله سیدان با آزادی بیشتری نظرات خود را بیان کنند و هرگونه تمایل داشتند رفتار نمایند.
( چه انجمنی ها را خوش باشد یا نباشد ! )
نامزدی خبرگان ایشان نیز ، نقل محافل است. این دیدار صمیمانه می تواند این گمانه زنی را تقویت کند.
البته آیا آیت الله سیدان نگاهی به حامیان غیر انقلابی خویش ، برای این تصمیم دارد یا خیر ؟!
شاید گذر زمان معلوم کند .
اصول فقه و صلاحیت های شورای نگهبان
اعضای شش نفره فقیه شورای نگهبان ، همگی دانش اصول فقه را به گونه ای استادانه در چنته دارند تا
نسبت به بررسی نظرها و آدم ها به صورت دقیقی آن را اعمال کنند.
صلاحیت های حضرات گرام در مورد مجلس هفتم و انتخابات نهم نسبت به داوطلبین ، شور و غوغایی در
فضای سیاسی کشور پدید آورد و تا آنجا پیش رفت که آیت الله خامنه ای آنان را امر فرمود تا در نظرگاه های
خود تجدید نظر کنند.
که البته افاقه ای نکرد و این فقیهان اصول دیده این امر را ارشادی گرفته و به حکم عقل خود رجوع کردند
که ولی فقیه به مجتهدان امری مولوی ننموده تا آنها تعبدا امتثال کنند.
دید گاه فقهای اصولی ( به ویژه آنکه در برخی وصف اصولی پررنگ تر است مانند شیخ صادق
لاریجانی ) در صلاحیت ها بر این مدار است که بایستی صلاحیت احراز شود و اگر چنین احرازی رخ نداد
داوطلب محترم رد صلاحیت می شود.
تا بدین جا مطلب بیشتر رنگ ژورنالیستی بخود گرفته است. اکنون کمی مایه اصولی آنر می افزاییم. ( با
پوزش از کسانی که احیانا اصول فقه نخوانده اند ! )
اگر احراز صلاحیت ، ملاک حکم ورود در عرصه انتخابات است ، با شک در صلاحیت شخص ، اصل
عدم صلاحیت جاری می شود. که بر اساس آن شخص رد صلاحیت می گردد. ( این را بدانیم که
اصولیان با دقت بیشتری نسبت به احراز عناوین برخورد می کنند و شک و اصول جاری بر آن ، همواره در
علم اصول مطرح است و بخش عظیمی از اصول بدان اختصاص دارد. )
البته این اصل عدم ، می تواند نسبت به مواردی خاص تعارض کند . آنجا که شخصی در دوره های پیشین
رای به صلاحیت وی داده شده است ، که با شک در صلاحیت وی در زمان کنونی ، صلاحیت استصحاب
می شود. ( اما این استصحاب ممکن است اصل مثبت باشد. چرا که لازمه آن چنین است که این فرد با
صلاحیت است. استصحاب ، لوازم غیر شرعی خود را ثابت نمی کند . )
اما اگر ملاک در صلاحیت ها ی فقهای اصولی ، نبود مانع در صلاحیت فرد باشد ، با شک در صلاحیت ،
استصحاب عدم مانع جاری می شود و فرد دارای صلاحیت می شود .
به نظر می رسد این نظر همان امر آیت الله خامنه ای به در پیش گرفتن احراز عرفی است.
حالا ما هستیم و انتخابات خبرگان که این چیره دستان در علم اصول ، با کسانی که خود را مجتهد می دانند
چگونه برخورد می کنند و کدام مبنای اصولی را اساس صلاحیت های خود قرار می دهند.
به نظر می رسد مجتهد در مقابل مجتهدی دیگر ، مبنایی را اتخاذ کند که به عدم صلاحیت نزدیک تر باشد !
الله اعلم !
( اصول خوانده های محترم نظرات اصولی خود را از ما دريغ نکنند! )

يك جلسه و چند تأمل
نظرها و سخن ها پيرامون مشاوران رئيس جمهور زياد است.
برخي آنها را كم اطلاع و برخي خود محور مي دانند. خودم نيز
نظراتي دارم. اما مشاور رئيس جمهور در امور روحانيت را نمي
شناختم و هيچ نظري نسبت به او نداشتم، حتي عكسي هم از او
نديده بودم.
مشاوري كه در حوزه فكري من قابل توجه است. كسي كه بيانگر
ديدگاه رئيس جمهور نسبت به روحانيت و حوزه به حساب مي آيد.
مانند هر شب جمعه جلسه داشتيم. اما اين بار متفاوت ! جلسه ويژه
حلقه علمي افق با حجه الاسلام سقاي بي ريا مشاور رئيس جمهور
در امور روحانيت. امام جمعه سابق تگزاس وشاگرد خلف آيت الله
مصباح و اكنون پل ارتباطي استاد و رئيس جمهور. رئيس جمهوري
كه مديون زحمات استاد است و خواهد بود !
با سه ربع تاخيرِ آقاي مشاور، جلسه تشكيل شد. حجه الاسلام
مجتبي الهي خراساني رئيس مجمع فقه و مباني اجتهاد، معاون
آموزش دفتر تبليغات اسلامي مشهد و پدر معنوي حلقه علمي افق؛
حجه الاسلام دعايي شاگرد آيت الله مصباح، نماينده غير رسمي استاد
در مشهد و سخنران قبل از نطق انتخاباتي احمدي نژاد و حجه
الاسلام درايتي استاد حوزه و مؤسس سايت شيعه سرچ، افرا د
بزرگتر جلسه بودند.
بگذريم كه پس از معرفي حلقه علمي افق توسط آقاي مجتبي الهي،
مشاور محترم برجك همه ما را فروريختند ! ايشان بلافاصله گفتند :
خوب، شما الان چند تا مجتهد مسلم داريد؟ [!]
بگذريم كه آقاي الهي دوباره اهداف تشكيل حلقه علمي را بيان كرد و
ليست مقالات نوشته شده توسط اعضا را نشان ايشان داد. اما
مشاور محترم جملاتي را گفتند كه آقاي الهي مجور شد تا بگويد
آيت الله سبحاني، دكتر واعظي و ديگران از اين حلقه علمي تعريف
كرده اند و گفته اند حتي در قم چنين جلساتي نيست.
بگذريم كه آقاي الهي گفت بگذريم و ايشان نگذشتنند !! و گفتند : مقام
معظم رهبري به مسئولان دفتر تبليغات اسلامي گفنتند كه به
پشتوانه وزيني كه آيت الله مصباح است متصل شويد [!] و شايد كه
آقاي الهي در دل خود گفت اما رهبري نگفتند كه مؤسسه پژوهشي
امام خميني پشتوانه تئوريك نظام است ! و البته رهبري اسمي از
پشتوانه بودن حضرت استاد براي دفتر تبليغات نبردند !
اما يك نكته براي من روشن شد كه گام برداشتن به سمت پژوهش
در فقه و مباني اجتهاد و در جستجوي افق هاي تازه آن، با درس
خارج ( بالاترين سطح آموزشي حوزه ) ، شوراي استفتاي مراجع و
پرورش مجتهدِ مسلّم كاملاً متفاوت است. البته نمي دانم كه اين
نكته براي بقيه نيز روشن شد يا خير؟!
ايشان درباره اهداف دولت و وظايف مشاور امور روحانيت سخن
گفتند و در آخر به پرسش ها پاسخ دادند.
( پرسش هايي كه روح برخي از آنها اعتراض به اين بود كه با
وجود حضرتعالي، طرح رئيس جمهور و مخالفت با مراجع چگونه توجيه
مي شود ؟! )
من اصلاً قصد گزارش جلسه را ندارم، تنها گزيده اي ازجملات
ايشان را نقل مي كنم و هيچ نظري هم نمي دهم!
( البته بين من و ايشان چند جمله اي، اصطكاك لفظي صورت
گرفت ! ) فقط خودتان برخي جملات را با برخي عملكرد
رئيس جمهور محترم مقايسه كنيد. نتيجه گيري هم نكرديد عيبي ندارد !
( بعضي جملات عين الفاظ است و برخي مضمون آنها )
ـ هدف دولت، پياده كردن احكام اسلام است.
ـ حوزه بايد بگويد اسلام چيست.
ـ نظر دولت چنين است كه براي لوايح، مشاوره ديني بايد انجام شود.
ـ اهداف دولت از اهداف اسلام جدا نيست.
ـ به حوزه و روحانيت گفته نشده كه در اينجا وارد شويد و در
جاي ديگر وارد نشويد.
ـ حوزه از دولت جدا نيست. نظر رئيس جمهور اين است كه ما خود
را از حوزه جدا نمي دانيم.
ـ با نامه آقاي احمدي نژاد به بوش، مردم امريكا يكدفعه از خواب
بيدار شدند.
ـ بايد برسي كرد كه پس از نامه، محبوبيت بوش چه تغييري كرده
است.
ـ مقام معظم رهبري نامه را تصحيح و نكاتي را اضافه كردند.
ـ [ در باره طرح رئيس جمهور نسبت به حضور زنان در ورزشگاه،
آقاي احمدي نژاد ] جهل به حكم و مسئله شرعي داشت. ما با ايشان
مباحثه طلبگي مي كرديم، اما براي ايشان جا نمي افتاد. مي گفتند
اگر ما بدانيم كه شرعي نيست متوقف مي كنيم.
ـ شان نزول ما يكيش همين بود كه نظرات مراجع را منعكس كنيم.
ـ اختلاف در نظر مراجع وجود دارد، بايد نظر رهبري را مبناي كار
خود قرار داد.
ـ به هر حال [حكم شرعي ] مورد غفلت واقع شد.
ـ [ سؤال : آيا بهتر نبود كه قبل از اين طرح، مشاوره ديني صورت
مي گرفت تا اين اتفاقات نمي افتاد؟ جواب : ] حالا كه افتاد، خوب
حالاكه چي ؟


حجاب ، تأملات فلسفي ، عريان در خيابان ، حيوانات و ....
(جوابي به سيد ياسر ميردامادي براي نوشته اهل كتاب، حجاب و حيوانات در وبلاگ حباب)
به جاي مقدمه
عادت كرده ام در نقدهايم شخصيت نويسنده را در نظر نگيرم. كه انسان ها قداست دارند اما نظر ها مي تواند سست و قابل ايراد باشد.
نوشتن اين جوابيه كمي برايم مشكل بود. آقا سيد ياسر مير دامادي را از سالها قبل ـ زماني كه
حجه الاسلام بود ـ مي شناسم و گه گداري سيد عزيز را مي بينم و با هم گپي مي زنيم.
اگر اين جوابيه كمي تند است، قطعاً اين هجوم به نوشته است نه به نويسنده. كه به نويسنده ارادت دارم؛ به دليل سيادت و نيز وزانت ايشان. و اگر در جايي نويسنده را مخاطب گرفته ام ، شخصيت حقوقي و صاحب اين اثر است، نه آقا سيد ياسر عزيز!
اين ها را گفتم كه آقا سيد ياسر از ما گله نكند. نقد است و قلم گزنده صاحبش!
***
به ترتيب تقدم نظراتِ نويسنده، پاسخ هايي را عرض مي كنيم:
1. من قصد دفاع از سياست هاي فرهنگي احمدي نژاد را ندارم. [چرا كه در مورد طرح ورود زنان به ورزشگاه و سخنان نسنجيده مشاور هنري وي جوابي در همين جا داده ام] همين احمدي نژاد گفت كه برخورد آمرانه در مورد حجاب را اصلا قبول ندارم. همين آقا طرح جنجالي ورود بانوان محترم به ورزشگاه فوتبال را ارئه داد و خود را در مقابل مراجع ـ چه انقلابي و غيرآن ـ قرار داد. اوضاع فرهنگي و بازار مد و قيافه هاي تابلو در نمايشگاه كتابِ امسال نيز در دولت فخيمه ايشان، اندك تغييري با دوران اصلاح طلبان نكرد.
پس ما « برخورد با بد حجابي و به هم پيچيده شدن تومار اصلاح طلبان وا داده » را از طرف احمدي نژاد مشاهده نكرديم.
اين گشت ارشاد هم مربوط به نيروي انتظامي است ـ كه به تذكرات نرم به شل حجابان مشغولند ـ نه به احمدي نژاد و سياست هاي مهم فرهنگي وي!
2 . حيا يعني شرمساري و آزرم نسبت به انجام كاري زشت و ديگران را به گناه آلوده كردن.
زن در سنگر حجاب از تير نگاه هاي آلوده و سخنان آزار دهنده و برخوردهاي اراذل مصون خواهد بود.
پر روشن است كه در تماس بين زن و شوهر هيچ مانعي وجود ندارد و پوشش بي معناست و اگر گفته مي شود حيايي نيست يعني اصلا موضوع آن وجود ندارد، چه عمل زشتي در اين تماس وجود دارد تا آندو از يكديگر حيا كنند.
3 . نويسنده محترم مي نويسد: «اگر حجاب براي رعايت عفاف در جامعه از سوي شارع جعل شده است، پس روشي است براي رسيدن به آن مقصود يعني حجاب تا جايي منظور نظر جاعل آن حكم بوده است و خواهد بود كه ما را به مقصود غايي، كه در اينجا حفظ عفاف جامعه است، برساند. اكنون پرسش اينجاست كه اگر روش هاي ديگري نيز ما را به آن مقصود برساند، بطوري كه به نظر عقلا آن روش هاي ديگر كارايي بهتري از روش حجاب داشته باشند، آن گاه آيا به كارگيري آن روش ها و كنار گذاشتن روش ناكارا، در مثال ما حجاب، روا و جايز است؟ »
« يك پاسخ محتمل به اين مسئله ( كه پاسخ پيشيني است ) مي تواند اين باشد كه آيا اصولا چيزي به نام روش ابدي براي رسيد ن به يك هدف وجود دارد؟ يا اينكه شأن روش اصولا موقتي بودن آن است واگر روشي ابدي شد ديگر اطلاق نام روش بر آن ممكن نيست و چنين اطلاقي تسامح در تسميه است.»
فرض اينكه عقلا به روش بهتري از حجاب براي حفط عفاف برسند، دردي را دوا نمي كند. فرض گرفتن و خيالبافي خرجي ندارد. نويسنده نگفته است كه اين عقلا عملاً چه روشي را كشف كرده اند.
ما مي گوييم (از لحاظ برون ديني) اگر عقلا واقعاً روشي بهتر از حجاب براي امنيت و آرامش زن و حفظ عفت و حيا پيدا كنند ما بدان گردن مي نهيم و باكي نيست.
چرا همين عقلا در طول تاريخ حجاب داشته اند و تا قبل از رنسانس در همين غرب پوشش زنان بسيار كامل بوده است. گواه آن تابلوهاي نقاشي و تاريخ آن دوران است.
شارع حكيم هيچگاه بر خلاف فطرت انسان حكمي جعل نمي كند.
4 . مو ضوع هر حكم، طريقي ابدي براي تحقق آن حكم است. هر حكم براي عينيت يافتن در خارج و بقايش، به تحقق موضوع نيازمند است.
توقف حيا بر حجاب نيز مانند وابستگي حكم به موضوع است. هرگاه در خارج حجاب باشد حيا و عفت در جامعه وجود دارد و با رفتن حجاب، حيا نيز از جامعه رخت بر مي بندد. يعني حجاب بمثابه موضوع است نه روش موقتي. حجاب حكمي است كه از طرف شارع حكيم با توجه به فطرت آدمي جعل شده است كه آن را موضوع حيا قرارا داده است.
نظر ديگري در اين باره مي توان داد. هر روش طبيعي و وجداني، دائمي و ابدي است؛ نه هر روشي. به عنوان مثال روش رهايي از گرگي درنده، فرار كردن است. اگر كسي در مقابل گرگ با يستد و بگويد روش ابدي «تسامح در تسميه است» و غيرِ فرار كردن، منطقاً روش ديگري بايد باشد، مثل نشستن و يك قُل دو قُل بازي كردن! ما اين آدم را احمق مي دانيم!
براي نجات جان در مقابل تير، بايستي پشت مانعي قرار گرفت. هر عاقلي مي گويد كه اين تنها روشِ حفظ جان است. حالا اگر كسي آمد و گفت اين « تسامح در تسميه است». چرا بايد اين روش، ابدي باشد؟ من در مقابل تير مي ايستم و به آسمان نگاه مي كنم! ما همه اين آدم را ديوانه مي دانيم!
حال سؤال اين است، زنان براي مصون ماندن از تعرض و تجاوز هوس بازان و پنهان شدن از تير چشمان آلوده چه بايد كنند؟ غير از اين است كه خود را بايد بگونه اي حفظ كنند تا در امنيت اخلاقي و اجتماعي باشند و خود را در پوششي قرار دهند؟!
اگر كسي شك كند و به دنبال شاهد باشد مي تواند تجربه كند؛ همسر خويش را ـ با عرض معذرت ـ بدون پوشش در خيابان رها كند ! شايد روش بهتري از پوشش براي اينكه سالم بماند پيدا شود!!
اما برخي اينگونه نظر مي دهند كه ما اساساً نبايد دنبال ملاكات احكام باشيم. خداوند حكيم، عالم به مفاسد و مصالح انسان است و مؤمن بايستي به احكام «متعبد» باشد. تقوا يعني حكم را بدون چون و چرا عمل كردن و از فلسفه آن نپرسيدن و اولين كسي كه از فلسفه حكم پرسيد و راضي نشد و طغيان كرد، ابليس است.
عقل انسان نمي تواند به طور كامل بر ملاك يك حكم واقف گردد. بايد «يؤمنون بالغيب» بود كه تنها اينان رستگارند.
البته نظر ديگري نيز كه موجز و فني است، وجود دارد. ملاك، درحكم حجاب با توجه به دليل آن، به عنوان حكمت است نه علت حكم. و حكمت حيثيت تعليليه دارد نه حيثيت تقيديه. بنا بر اين، فرض نبود ملاك در حكم مانع فعليت آن نمي شود.
جواب پاياني آنكه خداوند براي تعديل غريزة جنسي مردان، از آنان خواسته است كه مراقب نگاههاي خود باشند و از جانب ديگر از زنان خواسته است نسبت به پوشش خود حساس باشند و بدان توجه كامل داشته باشند.
5 . فلسفه حجاب متعدد است: 1. ارزش والاي زن 2. امنيت و آرامش زن 3. سلامت نسل 4 . تحكيم خانواده
براي هر كدام از اين موارد بايستي توضيح لازم را بيان كرد. اما براي رعايت اختصار، آن را به فهم و مطالعه خوانندگان محترم مي سپاريم.
6 . نويسنده محترم چنين مي گويد: « ... همه نكاتي كه در بالا طرح شد با فرض اين نكته بود كه وجوب حجاب در اسلام واقعاً براي حفظ عفاف و حيا در جامعه است اما ناظر به اين نكته سؤالي كه در درون خود يك اشكال نقضي در بر دارد قابل طرح است اگر اين گونه است پس چرا كنيزان و زنان اهل كتاب "نبايد" حجاب داشته باشند؟
( توجه كنيد حكم اين نيست كه آن ها " مي توانند" حجاب نداشته باشند بلكه اين است كه " نبايد" حجاب داشته باشند .) تلاشهايي براي پاسخ به اين پرسش صورت گرفته است.»
ابتدا بايستي گفته شود كه فقها به صورت اجماع بر اين نظرند كه نگاه به زنان اهل ذمه و كنيزان بدون ريبه «جايز» است. به عنوان نمونه : ارشاد الاذهان، نكاح دائم، علامه حلي؛ اللمعهالدمشقيه، شهيد اول، نكاح، فصل اول، ص 98؛ مسالك، شهيد ثاني، ج1، ص 347؛ الحدائق الناظره، محدث بحراني، ج23، ص58؛ كفايه الاحكام، محقق سبزواري، ص153، كتاب النكاح، شيخ انصاري، ص43؛ تحرير الوسيله، امام خميني، ج 2، ص 222.
اما چه لازمه اي وجود دارد بين « جوازِ» نگاه بدون ريبه به آنها و «الزام» نمودن آنان به نداشتن حجاب ؟!
كجاي فقه آمده است كه زنان اهل ذمه و كنيزان «نبايد» حجاب داشته باشند؟! يعني حجاب داشتن آنها بايد حرام باشد!!
بدون استناد و منبع، سخن پراندن بسيار آسان است !
من واقعاً متحيرم نويسنده محترم از كجا چنين حكمي را به دست آورده است؟! چه آسوده به فقه حكمي نسبت مي دهد بعد از آن نتيجه ها مي گيرد ! و بر اين دريافت غلط و عجيب، مقاله را بنيان مي كند!
اين حكم استنباط شده توسط اين فقيه معاصر] ! ] را به هر كسي كه آشنايي كمي با فتواي مراجع داشته باشد يا طلبه اي كه يك دور لمعه را خوانده، ارائه دهيم اول تعجب مي كند بعد لبخند مي زند كه گويي اين فقيه معاصر قصد مزاح داشته است!! آنقدر كه روشن است در فقه اين حكم وجود ندارد!
اما در مورد پوشش زنان غير مسلمان در جامعه اسلامي، در مطلب « پاسخي به اظهار نظرهاي علمي يك مشاور هنري» نظري بيان شده است كه آن را تكرار نمي كنيم و خوانندگان محترم حتما آن را در همين وبلاگ ملاحظه نمايند.
7. سخن شهيد مطهري اصلا در جواب اين سؤال عجيب كه « چرا كنيزان و زنان اهل كتاب نبايد حجاب داشته باشند؟» نيست. بلكه ايشان علت و فايده دستور حجاب در آيه 59-60 سوره احزاب را بيان مي كنند.
در آيه آمده است « اي پيامبر ! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنين بگو روسري هاي بلند خود را بر خويش فرو افكنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگيرند.» نسبت به اينكه منظور از شناخته شدن چيست برخي مفسرين گفته اند كه به زنان آزاد دستور داده شد كه بدون جلباب يعني درحقيقت بدون لباس كامل ازخانه خارج نشوند تا كاملا از كنيزان تشخيص داده شوند و مورد مزاحمت و اذيت منافقان قرار نگيرند.
شهيد مطهري پس از ذكر اين تفسير مي فرمايند : « بيان مذكور خالي از ايراد نيست. زيرا چنين مي فهماند كه مزاحمت نسبت به كنيزان مانعي ندارد و منافقين آن را به عنوان عذري مقبول براي خود ذكر مي كرده اند. در حاليكه چنين نيست. اگر چه پوشاندن موي سر بر كنيزان واجب نبوده است و شايد رمز آن هم اين بوده كه وضع كنيز معمولا جالب و تحريك آميز نيست و مورد رغبت كسي واقع نمي شود و به علاوه كارشان خدمت بوده چنانكه قبلا اشاره كرديم ولي درهر حال اين مزاحمت ها حتي در مورد كنيزان نيز گناه محسوب مي شده است و منافقين نمي توانسته اند كنيز بودن را عذر خود قلمداد كنند.
احتمال ديگري كه درمعناي اين جمله داده شده اين است كه وقتي زن پوشيده و سنگين ازخانه بيرون رود و جانب عفاف و پاكدامني را رعايت كند افراد فاسد و مزاحم جرأت نمي كنند متعرض آنها شوند.»
(مسئله حجاب، چاپ اول ص159)
8 . نويسنده محترم پس از طرح سؤال عجيب خود مي نويسد : « مرحوم مطهري از كساني بود كه كوشيد اين مسئله را اين گونه پاسخ دهد كه معمولا كنيزان در دوره تشريع اسلامي كثيف بوده اند و نگاهي را بر نمي انگيختند. ناظر به اين نكته مي توان گفت اگر اين گونه باشد پس كثيفي بايد مانع وجوب حجاب شود نه كنيز يا اهل كتاب بودن . مضافا دراين صورت اگر زن مسلماني هم كثيف بود نبايد حكم وجوب حجاب بر او بار شود.»
بايد گفت شهيد مطهري در ص 143 چنين مي فرمايند: « بر كنيزان واجب نيست كه سرهاي خود را بپوشانند و حال آنكه بر زنان آزاد لازم است سر خود را بپوشانند. ظاهرا سر مطلب خدمتكاري آنهاست » و گذشت كه در ص159 مي گويند: «... و شايد رمز آن هم اين بوده كه وضع كنيز معمولا جالب و تحريك آميز نيست...»
مسلم است كه آيات و روايات فراواني بر دستور به حجاب اسلامي دلالت مي كند و اين حكم عام نسبت به دو گروه از زنان تخصيص خورده است . يكي اهل ذمه وديگري كنيزان. كه با توجه به پوشش آنها جايز است بدون ريبه به آنان نگاه كرد. اما در هيچ روايتي نيامده ملاك تخصيص به كنيزان، «كثيفي» آنان است! شهيد مطهري نيز ملاك را با تعبير « ظاهراً » خدمتكاري، و با « شايد »، جالب و تحريك آميز نبودن آنان مي داند. شهيد مطهري مجتهد و فقيه است مي داند كه ملاك واقعي متعلق يك حكم را نمي توان تشخيص داد. و نيز اين فقيه بزرگوار به خوبي آگاه است علتي كه در حكم نيامده را نمي توان به ديگر احكام تسري داد. كه با ظن به ملاك يك حكم، حكم ديگري را تعيين كردن « قياس باطل » است.
9. نويسنده با دقت ما اين بار چنين مي نويسد: « پاسخ ديگري كه داده شده است اين است كه به اين دليل براي كنيزان واهل كتاب حكم حجاب واجب نشده است بلكه حكم عدم حجاب واجب شد است تا شأن فرادستي مسلمان حفظ شود. زيرا با رعايت حجاب، زنان مسلمان از نگاه شهوت آلوده حفظ مي شوند و از تعرض مردان محفوظ مي ماند. اما بر زنان اهل كتاب واجب است تا حجاب نداشته باشند تا شأن فرودستي آنان حفظ شود و احياناً مورد نگاه شهوت آلوده قرار گيرند و حتي مورد تعرض! ».
بايد گفت اگر كسي كمترين اطلاعي از فقه دربحث نگاه داشته باشد، جداً محال است چنين نظري دهد. نگاه با ريبه و شهوت آميز به هر زني چه مسلمان، اهل كتاب، كنيز و ... قطعاً حرام است . اساساً هر نوع نگاه شهوت آميزي حرام است. حتي نگاه با خوف در مفسده بايد ترك شود . بر همه اين فتاوا اتفاق نظر وجود دارد. نگاه شهوت آميز به يك پسر بچه حرام است چه برسد به زنان!
حرمت و حد داشتن تعرض به هر جانداري اعم از انسان و حيوان، از بديهيات فقه است.
نويسنده، پاسخي را كه ذكر كرده به آيت الله جنتي و حجه الاسلام و المسلمين مصباحي مقدم نسبت داده است؛ اما قطعاً نظر اين دو بزرگوار نبايد چنين باشد.
10. سخن پاياني آنكه به راستي چرا كسي كه مي گويد هر برهان عقلي براي اثبات وجود خدا باطل است، نمازهايي مي خواند كه انسان را به تعجب وا مي دارد؟! چرا فردي كه حجاب را زير سؤال مي برد و يا مجتهدي كه نظر فقهي متفاوتي در اين باره دارد، همسر خويش را با حجاب اسلامي كامل _ مخصوص خانواده هاي روحانيون_ روانه خيابان مي كند؟!
اين تفاوت آشكار نظر و عمل به چه علت است ؟! چرا اين افراد بر اساس باورهاي دروني و ارتكازي ديني خود عمل مي كنند و پا بر تأملات و نظرات خويش مي نهند؟!
آيا نظر مشكل دارد يا عمل كوركورانه است؟!

پاسخ به اظهار نظر هاي علمي يك مشاور هنري!
طرح رئيس جمهور محترم مبني برحضور بانوان در ورزشگاه ها، واكنش سريع مراجع و علما را در پي داشت. خانواده هاي شهدا ، متدينين ، حزب اللهي ها و بسيجي ها كه تمام همّ خود را بر آن گذاشتند كه مردي اصولگرا و حافظ ارزشها ي اسلامي بر مسند رياست جمهوري تكيه زند، امروز بيشترين انتقادها و گلايه ها را به طرح رئيس جمهور دارند. چرا بايد آيت الله مصباح كه تمام تلاش خويش را در حمايت از احمدي نژاد صرف نمود و در مقابل برخي علماي بزرگ ايستاد، اين بار بيايد و اعتراض صريح خود را به رئيس جمهور اعلام كند.
جداي از اين طرح آنچه بيشتر دل يك متدين و انقلابي را آزرد، سخنان نسنجيده و پر تامل آقاي جواد شمقدري ( مشاور هنري رئيس جمهور ) پيرامون اين طرح بود.
همانطور كه آقاي شمقدري گفت من خودم را نمي بخشم كه وارد اين بحث نشوم، راقم اين سطور نيز براي نشان دادن سستي سخنان مذكور بر خود فرض مي داند كه به بي اطلاعي و تندروي مشاور محترم اشاراتي داشته باشد.
1. مشاور از تحرك دشمن در درون ساختارهاي اجتماعي و فضاهاي فرهنگي و هنري سخن گفت. حتما يكي از ساختارهاي پيچيدة اجتماعي و فرهنگي، ورزشگاه هاي فوتبال است، كه در راستاي مبارزه با حركت مرموز دشمن در اين ساختار، درهاي ورزشگاه به روي بانوان محترم باز مي شود تا آنها به راحتي بتوانند از مسابقات و ... لذت ببرند.!!!
به راستي آيا تمام معضلات اجتماعي و فرهنگي برطرف شده است كه اين طرح بايد اجرا شود؟!
آيا تبعيض هايي كه بر زنان روا داشته مي شود و حقوق آنان پايمال مي شود همه حل شده است؟!
آيا استثمار زنان شاغل و بهاي ناچيز حقوق آنان ، افزايش آمار خودكشي زنان و دختران، طلاق، فساد هاي اخلاقي و در بعد فرهنگي، نبود كتابخانه و مراكز پژوهشي و محدوديت فعاليت هاي فرهنگي براي بانوان به ويژه در شهرستان ها همگي برطرف شده كه اكنون زنان با خيال آسوده به ورزشگاه براي تماشاي فوتبال بروند؟!
2. اين مطلبي را كه خواهم گفت، به هيچ وجه متوجه رئيس جمهور محترم _ كه خود به ايشان راي دادم _ نيست.
آقاي مشاور! نفاق آنست كه كسي سپر دين را به سينه بزند و از فردي مكتبي و متدين تبليغ كند، اما در عمل به نظر كارشناسان دين كه تمام عمرشان را صرف استنباط احكام و ترويج شريعت نموده اند و نيز به دغدغه جامعه متدينين، اندك توجهي نكند و آنان را به تنگ نظري وعدم درك شرايط متهم كند.
نفاق چهره واقعي خود را نشان داده است!
3. در باره اينكه امام زمان(عج) مي آيند و گردن علما را مي زنند، هر كس كه آشنايي با علوم اسلامي داشته باشد مي داند كه منظور، علمايي است كه در مقابل اهل بيت(ع) قد علم كردند و به دشمني و انكار مرجعيت سياسي و علمي آنان پرداختند. اما فقيه شيعه كسي است كه وجود او از هزار عابد براي شيطان گرانتر است. (ميزان الحكمه، 10 ، 4699) و هرگاه فقيهي در گزرد، رخنه اي در اسلام پديد مي آيد كه هيچ چيز آن را جبران نمي كند(همان) و فقها حجت امام (ع) بر مردم هستند و انكار آنها مساوي با انكار امام زمان(عج) است.
از خود مي پرسم كه امام زمان(عج) با كسي كه با كلماتي موهن به مراجع بزرگ_ كه نائبان عام امام زمان(عج) هستند_ تاخته، چگونه برخوردي خواهند كرد؟!
آقاي مشاور محترم! لطفا از امام زمان(عج) در سخنانتان خرج نكنيد، كه اين « يك بام و دو هوا» چقدر مضحك اما درد آور است!!
4. حضرت امام صادق(ع) از امير المؤمنين(ع) نقل مي فرمايندكه فرمودند:
اي مردم عراق! به من خبر داده اند كه زنانتان در كوچه و خيابان با مردان، اختلاط نا مناسب دارند آيا شرم نمي كنيد ؟ خداوند انسان هاي بي غيرت را لعنت كند.( وسائل الشيعه ، 14، 174)
اما در مورد اختلاط ز ن و مرد؛ شما كه مي گوييد من نه مجتهدم و نه فقيه هستم، پس چرا به خود اجازه مي دهيد تا درباره يك مسئله فقهي اظها ر نظر كنيد؟! كارگردان درجه دوم فيلم هاي جنگي را چه به مسائل فقهي؟!
حرمت اختلاط زن و مرد « اگر موجب مفسده باشد » يك مسئله اجماعي بين فقها است و حضرت امام خميني(ره) اين فقيه بزرگ، هيچ مخالفتي با اين مسئله نكرده اند. شما كه بي اطلاع هستيد چرا استبعاد مي كنيد كه اگر امام بودند اينگونه نمي فرمودند؟! نظر شما را به استفتاي زير جلب مي كنم و پس از آن مي خواهم كه در حيطة تخصص خود _ كه شايد مسائل هنري است _ اظهار نظر فرماييد. و فقه را به متخصصان خود واگذاريد!
سؤال: زني مي خواهد به تحصيل ادامه دهد تا بعد ها شغلي حلال انتخاب كند ولي فعلا ادامه تحصيل ملازم با اين است كه با نامحرم روبرو شود. مثلا نزد مرد درس بخواند يا اينكه با مردها در يك كلاس باشند.آيا اينگونه تحصيل جايز است يا خير؟
جواب: ادامه تحصيل در رشته هاي حلال اشكال ندارد. لكن تستّر از اجانب و خودداري از اختلاط با آنها لازم است و اگر ادامه تحصيل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد ديني و اخلاقي در بر داشته باشد ترك كند. ( پايان تو ضيح المسائل چاپ موسسه تنظيم و نشر آثار، س 93)
همچنين تو صيه مي كنم مشاور محترم، استفتاي زير را كه از مقام معظم رهبري آيت الله العظمي خامنه اي شده است بخوانند :
سؤال: متاسفانه گروه هاي سرود متشكل از پسران و دختران به شكل نامناسب در محافل به اجراي برنامه مي پردازند. آيا تشكيل چنين گروه ها و شركت در محافلي كه آنها اجراي برنامه مي كنند، چاپ عكس و ترويج آن توسط بر خي مطبوعات يا پخش آن از تلويزيون چه صورت دارد؟
جواب: در صورت بدآموزي و ترتب مفسده حرام است و هر عملي كه سبب ترويج حرام باشد حرام است.(مسائل جديد، 105)
آيا فضاي هيجان آميز و نا مطمئن و پرازدحام ورزشگاه هاي ما از دانشگاه و گروه هاي سرود بهتر است؟! شايد آقاي مشاور محترم ورزشگاه فوتبال را با سالن تنيس روي ميز اشتباه گرفته اند!
دوباره تكرار مي كنيم اختلاط زن ومرد اگر مو جب مفسده باشد حرام است و تفاوتي نمي كند كه در ورزشگاه، دانشگاه، موسسه، خيابان، كوچه، منزل و ... باشد.
البته مسئلة جايز نبودن نگاه زنان به مرداني كه پوشش آنها از حد معمول و متعارف كمتر است بايد حتما مورد توجه قرار گيرد. به خصوص در مورد فوتباليست ها كه لباسهايشان گاه و بي گاه بالا و پايين مي رود!
آقاي مشاور محترم! بد نيست كه به نظر ولي فقيه زمان آيت الله العظمي خامنه اي نظري داشته باشيد.
ايشان مي فرمايند: « اظهار نظر در مسائل ديني و احكام شرعي بر كساني كه صاحب نظر نيستند جايز نيست. و بر مؤمنين واجب است در تمام احكام ديني به مراجع بزرگوار تقليد و اسلام شناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمايند.» ( همان ، 145)
5. حجاب اسلامي و احكام آن در مورد غير مسلمانان كه تحت حكومت اسلامي زندگي مي كنند واجب نيست. يعني زنان غير مسلمان لازم نيست كه بطور كامل غير صورت و دو كف را بپوشانند. اما بدين نكته مهم بايد اشاره نمود كه پوشش آنها نبايد به گونه اي باشد كه موجب ترويج فساد و از بين بردن امنيت اخلاقي جامه اسلامي باشد و خدشه به فرهنگ عمومي جامعه اسلامي وارد كند. كه اگر كسي چنين رفتار ضد اخلاقي داشته باشد، حاكم اسلامي حق تعزير و تنبيه او را دارد.
اينهم از بي اطلاعي آقاي مشاور است كه مسائل را با هم خلط مي كند و استبعاد تاريخي مي نمايد و سخنان بس نسنجيده ميراند.
***
سخن پاياني آنكه اي كاش رئيس جمهور محترم و مكتبي، اطرافياني را كه به اظهار نظرهاي غير كارشناسانه و موهن مي پردازند « تصفيه » مي كرد و خود را از اين افراد عوام فريب نجات مي داد تا طرفداران واقعي رئيس جمهور، همچنان اعتمادشان پايدار بماند.